کتاب‌های تازه محمدرضا گودرزی

محمدرضا گودرزی از انتشار داستان بلند «نعش‌کش» و تدوین مجموعه داستان «هیچ کودکی نمی‌گرید» خبر داد.

ادامه نوشته

نویسنده داستان‌هایی از جنس ابدیت

علی اشرف درویشیان، خاطره ای است ماندگار در ذهن تمام کسانی که با کتاب‌های او زندگی کرده‌اند؛ کودکانی که با روایت‌های او دنبال سه بردار در کوچه و پس کوچه‌های روستا دویده‌اند و چنان تصویری از او و داستان‌هایش، بر ذهنشان حک شده که هیچ غباری را یارای نشستن روی آن تصاویر نیست.

ادامه نوشته

رحیمی زنگنه  و علاقه شدید به ده نمکی

رحیمی زنگنه مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه  موفق به  اکران فیلم معراجی ها ساخته مسعود ده نمکی در کرمانشاه شد.

 اگرچه رحیمی زنگنه  قبلن اعلام کرده بود: "با توجه به اینکه فیلم های قبلی مسعود ده نمکی با استقبال خوبی مواجه شده است یقینا این فیلم نیز زمینه حضور بیشتر مخاطبان و علاقمندان به سینما را فراهم خواهد کرد".اما به نظر می رسد که علاقه شخصی ایشان به ده نمکی و نزدیکی فکری به ایشان باعث تلاش مجدانه برای اکران فیلم معراجی ها بوده است چرا که همان روزهای اول جشنواره در تهران مشخص شد که این فیلم با استقبال مخاطبان روبرو نشده است.

حال سوال اینجاست که آیا بهتر نبود آقای رحیمی فیلم شهرام مکری کارگردان کرمانشاهی را در برنامه اکران فیلم ها می گنجاند؟ یا اگر دنبال فیلم پر مخاطب بود چرا فیلم" قصه ها" یا" عصبانی نیستم" را که جزء فیلمهای پر مخاطب بودند را به عنوان فیلم بیستم در برنامه اکران جشنواره فیلم در کرمانشاه نگنجاند؟

 

فراخوان چهارمین جشن ملی داستان کوتاه متیل

موضوع:

1-    آزاد

2-     خلیج فارس

 بخشهای جشنواره:

داستان کوتاه (معیارهای متعارف داستان کوتاه)

نکته : داستان در محیط word و با قلم نازنین و فونت 14 نباید از 10 صفحه بیشتر باشد .

 

ادامه نوشته

«شب جمال میرصادقی» در «روز جهانی داستان»

«شب جمال میرصادقی» همزمان با «روز جهانی داستان» با حضور چهره‌هایی همچون علی‌اشرف درویشیان، تورج رهنما و محمدرضا باطنی، با پیام محمود دولت‌آبادی برگزار شد.

علی‌اشرف درویشیان نیز در این شب گفت: سلام به دوستان عزیزم. بسیار خوشحالم که در بزرگداشت استاد عزیزم در هشتادمین سال زندگی‎اش شرکت می‎کنم. خوشحالم و مفتخرم. استاد من که خیلی چیزها از او یاد گرفتم، در کلاس‎هایش شرکت می‎کردم و با داستان‎هایش در مجله سخن که به کرمانشاه می‎آمد آشنا شدم. و وقتی به تهران آمدم و دانشگاه بیش‌تر به خدمتشان رسیدم، به خانه‎اش می‎رفتم. باید خدمتتان عرض کنم که واژه «ادبیات داستانی» از اختراعات جمال میرصادقی وارد ادبیات ایران شد.

او در بخش دیگری از سخنانش عنوان کرد: من به ایشان زحمت زیاد دادم.  دوستی کرمانشاهی هم داشتم که او را به کلاس آقای میرصادقی می‎بردم. جلسۀ دیگر آقای میرصادقی به من گفت او را دیگر به اینجا نیاور و من هم گفتم چشم و بعداً فهمیدم که چرا آقای میرصادقی چنین حرفی به من زد و با آن ذهن دقیقش چطور شناسایی کرده بود. روزی با یکی از دوستانم که صحبت می‎کردم، دکتر اصغر الهی، به من گفت «ببین، کارهای میرصادقی را خوب بخوان . در این کارها تفکر است، تفکر . تفکری که ما به آن عادت نکرده‎ایم ، یعنی نگذاشته‎اند که فکر بکنیم. فکر کردن قدغن بوده است. این تفکر را یاد بگیر. در کارهایت به کار ببر.» و من اطاعت کردم. هوشنگ گلشیری هم خیلی ارادت داشت به آقای میرصادقی.درویشیان سپس گفت: خیلی متشکرم که مرا به این جلسه آوردید تا بتوانم دست میرصادقی را ببوسم. خیلی متشکرم.


ادامه نوشته

آن که باید پوست بیاندازد، حاکمیت است

اطلاعیه کانون نویسندگان ایران در پاسخ به معاون وزارت ارشاد: آن که باید پوست بیاندازد، حاکمیت است!

 از معاون وزیر ارشاد می خواهیم وجدان خود را قاضی کند و به این پرسش ما پاسخ دهد: به راستی کدام یک باید «پوست اندازی» کند: کانون نویسندگان ایران که پیرو منشورش از همان آغاز تأسیس در سال ۱٣۴۷ به دفاع پیگیر از آزادی بیان و مخالفت با سانسور برخاسته است یا سرکوبگرانی که سد راه این تشکل نویسندگان آزادی خواه و مستقل شده و با تمام وجود کمر به نابودی آن بسته اند...

ادامه نوشته

برخورد نامناسب مسئولین اداره ارشاد اسلامی کرمانشاه با مردم

روز سه شنبه 22 بهمن ماه جمعیت زیادی در مقابل گیشه سینمای آزادی کرمانشاه ، ساعت ها منتظر دریافت بلیط و ورود به سینما بودند که متاسفانه با عدم برنامه ریزی مسئولین و همچنین ورود عده  زیادی بدون بلیط ، که با معرفی نامه از ارگان های مختلف قبل از ورود بلیط به دستان وارد سینما شده بودند باعث بی نظمی های زیادی شد به طوری که فیلم سانس ساعت 16 با 45دقیقه  تاخیر اکران شد.در این میان برخورد گستاخانه ی یکی از کارمندان دون پایه ی اداره ارشاد اسلامی کرمانشاه جمعیت داخل سالن را به ستوه آورده بود.

وبسایت"کرمانشاه پست " در این باره می نویسد:" اکران فیلم چ با موضوع زندگی شهید چمران امروز در حالی برگزار شد که بسیاری از کسانی که از ساعت ها قبل پشت درهای سینما برای گرفتن بلیط صف کشیده بودند وقتی وارد سالن شدند، جایی برای نشستن آنها نبود.

در همین راستا تدبیر مسئولین این اداره این بود که کسانی که اعتراض داشتند را از سینما بیرون کنند و فقط به پس دادن پول بلیط آنها بسنده کنند و مابقی از روی پله ها به تماشای فیلم پرداختند. گفتنی است ریاست اداره ارشاد استان کرمانشاه هم در سالن حضور داشت. حال سوال این است که آیا نباید به تعداد صندلی های سینما بلیط فروخت؟"

 نظر چند نفر از مردم کرمانشاه درباره جشنواره فیلم فجر و اتفاقات روز سه شنبه:

*

خب امسال  برخوردها خوب نبود ... پارسال خیلی ملایم برخورد میکردند!. حتی اونایی که جا نبود رو میگفتند سانس بعد بیاین با همین بلیط . نمیدونم امسال چرا اینقد بی اعصاب بودن؟!

**

فیلم سانس 8 با نیم ساعت تاخیر شروع شد منم رفتم از یک اقای مسئول پرسیدم ما کجا میتونیم اعتراض مدنی خود را بگوش  مسئولین برسانیم؟ کسی که داشت فیلم میگرفت دوربینو جمع کرد و  در رفت!!!

 ****

بعد از فیلم خانه ی پدری  من گیر کردم توی سالن و نتونستم بیام بیرون ! یعنی فضا جون میداد برا آتش سوزی !!

****---

متاسفانه وقتی  به مسئولین مربوطه مراجعه می کنی  دست از پا  دراز تر برمی گردی البته  همیشه  زبان مسئول مربوطه از این دو درازتر است!!

***

هنوز نفهمیدم علت اینکه تو کرمانشاه بلیط پیش فروش نمیشه چیه همه جا دارن این کارو میکنن ....

******

 بدون شک صرف آمدن جشنواره به کرمانشاه امتیاز مثبتی برای مدیریت ارشاد اسلامی محسوب نمیشود چرا که امسال جشنواره فیلم فجر تقریبن در تمام مراکز استانها در حال برگزاری است.

 اما بدون شک برگزاری آبرومندانه و با تدبیر اینچنین جشنواره هایی مایه خوشحالی و امیدواری علاقمندان خواهد بود .

آثار دهه پنجاه یداله رحمانی به بازارموسیقی وهنر عرضه گردید

مراکز پخش درکرمانشاه و شهرستانها:
ادامه نوشته

 شیری: کتاب‌هایم را داخل رودخانه انداختم!

شیری، شاعر، نویسنده و مترجم ، خاطره انتشار نخستین کتاب خود را چنین تشریح کرد و گفت: «کلاغ‌ها زبان گنجشک را نمی‌فهمند» عنوان نخستین مجموعه شعرم بود که در سال 1376 آن را به نشر پاسارگاد دادم. این اثر اولین و تنها کتابی بود که با هزینه شخصی خودم به ناشر سپردم. در آن زمان تازه از شهرستان آمده بودم و ناشران به ندرت حاضر می‌شدند کتابی از شاعران نسل ما منتشر کنند. به طور تصادفی با آقای غلامرضا عابدی، مدير مسوول نشر پاسارگاد آشنا شدم و ایشان حاضر شدند کتابم را منتشر کنند. 
ادامه نوشته